به نام آنکه همه چیز بوده و ... هست
باز لبهای عطش کردۀ من
عشق سوزان تو را می جوید
میتپد قلبم و با هر تپشی
قصۀ عشق تو را میگوید
این چه عشقی است که در دل دارم؟
من از این عشق چه حاصل دارم؟
میگریزی زِه من و در طلبت
باز هم کوشش باطل دارم
سینه ای ، تا که بر آن سر بنهم
دامنی ، تا که بر آن ریزم اشک
آه ، ای آنکه غم عشقت نیست
میبرم بر تو و برقلبت رشک !
به نام آنکه تو را آفرید
برای دیدنت هر دم زبانه میگیرم
به انتظار تو شوق ترانه میگیر م
چه بی قرار نشینم به راه آمد نت
به خیر مقد مت عیش شبانه میگیرم
تو قهر میکنی از من به ناز و میدانی
به آسمان و زمین ات بهانه میگیرم
من آمدم که بمانم ، تو آمدی بروی
گلایه از تو و از این زمانه میگیرم
به من نگاه کردی و گفتی که عشق ماندن نیست
و من سراغ تو را خانه خانه میگیرم
چقدر ساده رمیدی ز آشیانهء من
پس از تو بغض گلو دانه د انه میگیرم
یگانه عشق ، یگانه خدای قلب منی
و من به عشق خدایی یگانه میمیرم
ماهی سیاه کوچولو

ولنتاینت مبارک عزیزم
![]()
به نام خدایی که همیشه با من است
وآنگاه خود را کلمه ای می یابی که معنایت منم
و مرا صدفی که مرواریدم تویی
و خود را اندامی که روحت منم
و مرا سینه ای که دلم تویی
و خود را معبدی که راهبش منم
و مرا قلبی که عشقش تویی
وخود را شبی که مهتابش منم
و مرا قندی که شیرینی اش تویی
وخود را طفلی که پدرش منم
ومرا شمعی که پروانه اش تویی
و خود را انتظاری که موعودش منم
و مرا التهابی که آغوشش تویی
و خود را هراسی که پناهش منم
و مرا تنهایی که انیسش تویی
وناگهان
سرت را تکان میدهی و میگویی:
نه، هیچ کدام
هیچ کدام اینها نیست، چیز دیگری است
یک حادثه ی دیگری و خلقت دیگری
و داستان دیگری است
و خدا آن را تازه آفریده است
دکتر شریعتی

به نام خدایی که همه جا با من است
سلام دنیااااااااااااااااا. من اومدم. من ، ماهی سیاه کوچولو.
اومدم تا از آب باریکه ها .سختِ سخت بگذرم وبرسم به دریا
یا به جزیره سرگردون زندگی.تا تازه از سر گردونی در بیام و
بفهمم زندگی هیچی نیست جز یه کلام ساده اما سختِ سخت.
عشق.من رسیدم ، امّا اون...
با هم میرفتیم اما نگو ، من دارم تنهای تنها میرم .تنها پارو میزنم .
وسط یه اقیانوس بزرگ و دلم به اونی خوشه که...اصلا با من نیست.
من تنهایی رسیدم.خیلی تنها...سکوت.سکوت.سکوت.صبر.
به کُفر مستم و پیمانه میزنم باتو
چرا که معتقدم لا اله الاّ تو
اگرچه با دل من آشناتری از من
کسی به کُنه دلم پی نبرد حتّی تو
(اصلاًبی خیااااااااااااااااال )
آهاااااااااااااااااای زندگی، دنیا ، تولدم
مبارررررررررررررررررررررررررررررررررررک.
به نام او که همه جا با من است
با سقوط دستای تو ، در تنم چیزی فرو ریخت
هجرتت اوج صدامو ، از فراز شاخه آویخت
تو بگو جز تو کدوم رود، ناجیِ لب تشنگی ام بود
جز تو آغوش کدوم باغ ، سایه گاهِ خستگی ام بود
با تو بدرود ای مسافر.هجرت تو بی خطر باد
پر تپش باشه دلی که، خون به رگهای تنم دا د
فصلی که من با تو، ما شد، فصل سبز خواهش برگ
فصلی که ما بی تو من شد، فصل خاکستریِ مرگ
به نام خدای عشق ...خدای تو
سلام گل من...ببخش. حالم اصلا خوب نیست. فراموشت نکردم
فقط وفقط انقدر این روزا غرق تو ام که دیوونه دیوونه ام...او نقد که
تولد خودتو دو روز فراموش کردم. چون اصلا شب و روز و زمستون
وبهار و مهر و آبانی واسم نمونده...به خودت قسم.
تولدت مبارک گل من...عشق من ...تنها دلیل قهر و آشتی من با خدا.
همواره عشقتو رو دوش میکشم
پا پس نمیکشم.با این خیال پوچ...
![]()
به نام او که...
هفته های تلخ من بوی تنهایی میدن
نمیدونم که چرا یه هو این جوری شدن؟
بی تو هفته های من ، پُرِ غصّه و غمه
پُرِ غُصه و غمه ، بی تو هفته های من
هفته ها میگذره امّا گُلِ من نیومده
دارم از غصّه میپوسم، چقد این روزا بده
پُرم از تنهایی ، پُرم از غصّه و غم
بی خیال اصلا تو، نمی فهمی چی میگم
مرگه هر لحظه برام ، قامتم آب شده
دل پر طاقت من دیگه بی تاب شده
بغض تنهایی من ، بی تو داره وا میشه
انگاری که روحم از تن تو جدا میشه
وقتی نیستی دنیا، مثِ زندونِ برام
بی تو چیزی جز غم، که نمی مونه برام
خونه زندونه برام ، ناجی ِ آزادی!!!!!!
این همه زندونو تو به قلبم دادی
(چاوشی)
به نا م اونی که مثلا...
بیش از هر چیز دلخور و عصبانی ام . بیش از
هرکس و هر چیز هم از خدا یعنی خود خود خودش دلخورم
از این همه بی خیالی اش .از این همه بی توجهی اش
چرا زنده نگه داشتی؟
موضوع جالبی برای تفریحم؟
مینویسم که شاید بخونی چون ظاهرا این حرفا که توی
دلایی و به همه چیز آگاه و توانا...بی رودر وایسی ...لافی بیش نیست.
خسته شدم از دست قول و قرارات...وعده هایی که میگی
زیرش نمیزنی ولی زدی...خوبم زدی...اصلا از اولشم ضمانت
اجرایی نداشتن....خسته شدم از توکل های پوچ و تو خالی.
سر کاری.امیدای الکی و و و و و و و و و و و و و عمر رفته به
باااااااااااااااااااد.
از هیشکی اندازه تو نخوردم...که به همه اونا که بد کردن
امیدی نبود.......اما به تو خیییییییییلی امید داشتم !!!!!!!
بیچاره من .بیچاره دل. افسوس به این عمر باطل.امید بیهوده.

به نام او که...
ماییم و ز درد و داغ گفتن با تو
داغیم ز گفتن و شنفتن با تو
تنها به اشاره تو سبز است بهار
باغیم و اجازه شکفتن با تو

به نام او که ...
دورم از تو ، امّا با تو
لحظه ها رو زنده هستم
بازم از تو ،پُرم از تو
واسه تو رویای خسته ام
خوبِ دیروز ،با تو هر روز
از تو با خدا میخونم
تو خیالت ،توی حالت
باز توی کُما می مونم










